کاتچین بازیگر بیماری معمای شاه سرطان استخوان

کاتچین: بازیگر بیماری معمای شاه سرطان استخوان سرطان استخوان بازیگر نقش مصدق

گت بلاگز اخبار اجتماعی نگران اقشار میانگین جامعه هستیم

شرایط کشور عزیزمان ایران در سال‌های ٨٩ تا ٩١ از وقت جنگ هم بدتر بود شاخص های بد بختی مردم در طول سال های ٩٠ و ٩١ به بالاترین سطح رسید برآوردها نشان می دهد ٥,٧ د

نگران اقشار میانگین جامعه هستیم

نگران اقشار میانگین جامعه هستیم

عبارات مهم : سلامت

شرایط کشور عزیزمان ایران در سال های ٨٩ تا ٩١ از وقت جنگ هم بدتر بود شاخص های بد بختی مردم در طول سال های ٩٠ و ٩١ به بالاترین سطح رسید برآوردها نشان می دهد ٥,٧ درصد از خانوارهای ایرانی دچار هزینه های کمرشکن هستند

همه چیز از زمانی شروع شد که مردم در صف های بلند و بی آخر گرفتن خدمات درمانی با هزینه های کمرشکن، پرداخت از جیب، شاخص فلاکت، خط فقر و… آشنا شدند و برایشان از بی عدالتی ها و نابرابری ها گفتند.

نگران اقشار میانگین جامعه هستیم

از زمانی که در بیمارستان ها خوابیدن شدن بیمارشان، خودشان کابوس شده است بود و جهت تأمین هزینه های عمل، دست به دامان غریبه و آشنا شده است بودند. ماشین می فروختند، فرش و منزل را به حراج می گذاشتند، وام هایی با بهره سنگین می گرفتند تا شاید مخارجش جور شود و بیمار عمل شود، درمان شود. همه چیز از زمانی شروع شد که مردم احساس بی عدالتی کردند و نابرابری و به یک چشم دیده نشدن، ترجیع بند حرف هایشان شد؛ از آخرهای دهه٨٠ و یکی دو سال اول دهه٩٠ که بخش درمان زیر و رو شده است بود، تورم اوج رفته بود و مردم بیش از هر لحظه احساس نابرابری می کردند. نه فقط در درمان که در سهم ارزش از اجتماع، از اشتغال و رفاه و… حالا ولی شرایط عوض کردن کرده و «محمدرضا واعظ مهدوی» روند عوض کردن را خوب می داند.

کسی که پیش از این نامش با معاونت وزارت رفاه و مدیریت شرکت خدمات درمانی گره خورده و حالا معاونت شرکت برنامه و بودجه را عهده دار هست؛ معاون امور فرهنگی و علمی. او مدیر انجمن علمی اقتصاد هم است و به عنوان کارشناس اقتصاد، صفر تا ١٠٠ آنچه در حوزه اجتماعی درمان بر مردم گذشت را می داند. او به خوبی می داند که آنچه مردم تجربه کردند، شدیدتر از شرایط دوران جنگ بود و حالا شرایط عوض کردن کرده هست. شرایطی که هرچند حس نابرابری و بی عدالتی اجتماعی را در آنها از بین نبرده، ولی کمتر کرده هست. واعظ مهدوی، در گفت وگو با «شهروند»، پرسشها مردم و بی عدالتی در ارایه خدمات درمانی را در آخرهای دهه٨٠ و اوایل دهه٩٠ بررسی و شرایط فعلی را تشریح کرد.

شرایط کشور عزیزمان ایران در سال‌های ٨٩ تا ٩١ از وقت جنگ هم بدتر بود شاخص های بد بختی مردم در طول سال های ٩٠ و ٩١ به بالاترین سطح رسید برآوردها نشان می دهد ٥,٧ د

آقای دکتر مدتی به تمام شدن دولت یازدهم نمانده؛ یکی، دو ماه دیگر، دولت دوازدهم روی کار می آید با اولویت های تازه و سازوکار تازه. همان طور که خودتان می دانید در دولت یازدهم، سلامت جزو چهار اولویت نخست بود و همین هم شد تا نظام سلامت که در سال های قبل، دوران تلخی را پشت سر گذاشته بود، سروسامانی بگیرد. یکی از بحث های مهم نظام سلامت در سال های گذشته که همواره از سوی خود شما هم مورد تأکید بوده، عنوان عدالت در سلامت هست. به اعتقاد شما در شرایط فعلی، چقدر توانسته ایم به این عدالت در سلامت نزدیک شویم؟

ببینید، به طورکلی امروزه حوزه سلامت با چالش های جدیدی مواجه هست. مهمترین این چالش ها، حرکت جمعیت به سمت مسن شدن و عوض کردن الگوی امراض از واگیر به غیرواگیر و مزمن هست. همه اینها هزینه های درمان را زیاد کردن و انتظارات مردم را گسترش داده هست. مسأله ما در نظام سلامت این است که با توجه به زیاد کردن مصارف و محدود بودن منابع، باید اولویت بندی هایی انجام شود و اگر منابع مالی به درستی مدیریت نشود، کسانی به منابع دسترسی پیدا می کنند که قدرتمند هستند و اعتبارها را به سمت خودشان جذب می کنند.

همین هم می شود تا کسانی که در مناطق دورتر از مرکز زندگی می کنند، از منابع مالی محروم شوند و تمرکز سرویس ها بر اقشار خاص باشد. این جاست که گروه های محروم و نیازمند از دسترسی به نیازهایشان بازمی مانند و در نتیجه نابرابری ایجاد می شود. امروز مسئله نظام های بهداشت و درمان، پیدایش نابرابری هاست.

شما به دست های قدرتمند در جذب بودجه اشاره کردید، منظورتان چه کسانی است؟

نگران اقشار میانگین جامعه هستیم

منظور قدرتمندها در حوزه های اجتماعی هست. کسانی که با در دست گرفتن منابع، اعتبارها را به سمت مرکز و گروه های برخوردار و قدرتمند می برند.

و این افراد هستند که نابرابری ها راشکل می دهند؟

بله، هنگامی که ما صحبت از نابرابری می کنیم بعضی از اشخاص فکر می کنند در نظام توزیع مشکلی وجود دارد، درحالی که پیدایش نابرابری اجتماعی، امروزه خصلت و برون داد ساختارهای نهادی در نظام های اجتماعی و سلامت است و به همین علت نیاز به مدیریت و راهبردهایی جهت تحقق برابری در جامعه دارد. امروز در دنیا قابل قبول نیست کسانی به علت فقر و دسترسی نداشتن به خدمات درمانی، امید به زندگی کمتری داشته باشند و سریعتر دچار فوت و معلولیت شوند. ما شاهد این هستیم که در طول سال های جنگ، با این که کشور در آن دوره، دچار بحران و قحطی بود، ولی این پرسشها رخ نداد و بیشترین رشد شبکه های سلامت در همان وقت رخ داد. حتی بیشترین رشد امید به زندگی را ما در دوره جنگ داشتیم.

شرایط کشور عزیزمان ایران در سال‌های ٨٩ تا ٩١ از وقت جنگ هم بدتر بود شاخص های بد بختی مردم در طول سال های ٩٠ و ٩١ به بالاترین سطح رسید برآوردها نشان می دهد ٥,٧ د

درست هست، ولی در دوره ای این نابرابری ها به اوج خود رسید؛ مخصوصا در دولت قبلی که بحرانی در نظام سلامت شکل گرفت و ضربه ای به شاخص های سلامت وارد شد.

بله، در سال ٨٩ به دنبال اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، یارانه حامل های انرژی قطع شد. این اتفاق باعث شد هزینه انرژی به واحدهای متفاوت تولیدی و خدماتی تحمیل شود؛ در نتیجه هزینه های بیمارستانی تا ٣٠ درصد اوج رفت، تورم ایجاد شد و همه اینها بر تعرفه بهداشت و درمان تأثیر گذاشت. در طول سال های ٩٠ و ٩١ تورم تا ٤٠ درصد زیاد کردن پیدا کرد. کیفیت زندگی مردم کم کردن یافت و شاخص بد بختی که عبارت است از جمع شاخص تورم و شاخص بیکاری، به بالاترین سطح رسید.

نگران اقشار میانگین جامعه هستیم

یعنی اتفاقاتی که در طول سال های ٨٩ تا ٩١ رخ داد، از شرایط دوران جنگ هم بدتر بود؟

خیلی شدیدتر از آن بود. در دوره جنگ تمام نیازهای دارویی کشور با حدود ٤٠٠ میلیون دلار تأمین می شد ولی در سال ٨٩، ما بیش از سه میلیارد دلار واردات دارو داشتیم. یعنی یک دورریز بسیار زیاد در منابع. واردات دارویی ما در آن سال، هفت برابر دوره جنگ بود و این یعنی بحران. شرایط به گونه ای بود که هنگامی که افراد به بیمارستان مراجعه می کردند، علاوه بر این که باید ٣٥ تا ٤٠ درصد صورت حساب ها را خودشان می پرداختند، داروها، نخ بخیه و سوزن جراحی و… را هم باید خودشان تهیه می کردند.

یعنی ٦، ٥ نفر از اعضای خانواده بیمار بسیج می شدند تا روند درمان ادامه داشته باشد. خوابیدن شدن جهت مردم تبدیل شده است بود به یک کابوس. در سال ٨٩ کمبود شدید دارویی در کشور به وجود آمد. انبارهای گمرک پر از داروهای مکمل شده است بود. داروهای غیر مهم به وفور وارد می شد، درحالی که داروهای حساس و حیاتی با کمبود مواجه بود. در آن دوره بسیاری از افراد دچار نابرابری و بی عدالتی در گرفتن خدمات سلامت بودند.

یعنی ما اوج نابرابری ها در گرفتن خدمات درمانی را در آن دوره شاهد بودیم؟

براساس شناختی که من از بعد از انقلاب دارم، بله، می توانم بگویم که بدترین سال های ما سال های ٨٩ و ٩٠ بود. حالا شما ببینید در آن شرایط، دولت یازدهم کار را دست گرفت و به درستی هم معضل بهداشت و درمان را شناسایی کرد.

یعنی از نظر شما طرح تحول نظام سلامت، این بخش را از بحران خارج کرد؟

طرح تحول نظام سلامت، به معنی طرح زیربنایی در حوزه سلامت نبود، بلکه برگشت شرایط بهداشت و درمان از یک وضع بسیار نامطلوب و آسیب دیده به یک شرایط معمول بود. یعنی مردم به جای ٣٧ درصد پرداخت از جیب، همان ١٠ درصد را پرداخت می کنند. البته همراه با این اتفاق، خوب بود که دولت و وزارت بهداشت، زیاد کردن هزینه های بهداشتی و درمانی را هم مورد مطالعه و بررسی دقیق تری قرار می دادند. این وزارتخانه باید جلوی ورود داروهای خارجی گران قیمت را می گرفت، داروهایی که مشابه داخلی دارد. این ایراد بزرگ نظام سلامت است.

شما می گویید ایراد نظام سلامت ورود داروهای خارجی هست، درحالی که وزارت بهداشت اعلام می کند که در دولت یازدهم، ٥٠٠ میلیون دلار واردات دارو کم کردن پیدا کرده است.

گزارش های ما نشان می دهد که بیش از یک هزار میلیارد تومان داروهای وارداتی ما غیر مهم هست. ورود داروهای گران قیمت و غیر مهم به لیست بیمه ها، فشاری را به شرکت های بیمه گر وارد کرده است.

برمی گردم به پرسش اولم. با این شرایطی که شما توضیح دادید، الان ما چقدر توانسته ایم به عدالت در سلامت نزدیک شویم؟ چقدر در شاخص های فلاکت، عوض کردن ایجاد شده است است؟

متاسفانه گزارش های دقیقی در این زمینه منتشر نشده هست، ولی از مجموعه برآوردی که ما در سطح جامعه داریم، می توان به این نتیجه رسید که ما به سمت عدالت در سلامت نزدیک شده است ایم. یعنی هزینه های کمرشکن درمان جهت گروه های کم درآمد جامعه خیلی کم شده است هست. حتی می توان گفت در مناطق محروم وضع بهتر شده است هست. اهالی سیستان و بلوچستان، کردستان و… از خدمات بهداشت و درمان بهتری بهره می برند، ولی آنچه در آخرین تحلیل ها و گزارش های سال ٩٤ ما یک مقدار نگرانش هستیم، این است که خانواده های شهری، یک میلیون و ٩٠٠ هزار تومان و خانواده های روستایی یک میلیون و ١٠٠ هزار تومان جهت هزینه های بهداشت و درمانشان خرج کرده اند. این میزان برابر با ٩,٥ درصد از هزینه های غیرخوراکی و ٧ درصد در هزینه های کل آنها بوده هست. این درحالی است که هزینه های بهداشت و درمان در سال ٩٠، ٦ درصد بود، در سال ٨٠، ٥.٧ درصد و در سال ٧٥، ٤.٢٦ درصد.

این آمار یعنی هزینه های بهداشت و درمان خانواده ها زیاد کردن قابل توجهی داشته است.

بله، ما با این که توانستیم در بیمارستان های دولتی هزینه ها را کنترل کنیم، ولی هزینه های بهداشت و درمان در سبد هزینه خانوار از ٤,٢٦ درصد در سال ٧٥ به ٧.٢ درصد در سال ٩٤ زیاد کردن پیدا کرده که نشان می دهد وزن هزینه های بهداشت و درمانی در کشور اوج رفته است.

چرا این اتفاق افتاده است؟

چون قیمت خدمات سلامت زیاد کردن پیدا کرد؛ هر چند که نسبت هزينه های سلامت بیشترین نابرابری را در هزینه های خانوار ندارد ولی باید به آن توجه شود.

یعنی قیمت تعرفه های درمانی را بایدپایین بیاورند؟

قیمت ها باید زیاد کنترل شود و پوشش بیمه ای زیاد کردن پیدا کند. باید هزینه های بخش غیربیمه ای کم شود، آمارنامه سال ٩٤ نشان می دهد که بیش از ٥ هزار میلیارد تومان اعتبارات بخش عمومی و دولتی در بیمه های تکمیلی و در بیمارستان های شخصی هزینه شود. در حالی که بر اساس قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی بودجه دولتی نباید در بیمه های تکمیلی مصرف شود؛ بلکه باید صرف بسته بیمه های پایه شود.

خدمات در بیمارستان های دولتی، باید تحت پوشش بیمه قرار گیرد نه خدمات گرانقیمت جهت گروه های پردرآمد. الان نگرانی ما از گروه های فقیر کم هست؛ ما نسبت به اقشار میانگین جامعه نگرانی داریم. هنگامی که میانگین هزینه های بهداشت و درمان ما ٩,٥ درصد هزینه کل و ١١ درصد هزینه غیرخوراکی می شود، جهت ما دغدغه ایجاد می کند. گفته می شود، اگر افراد بیش از ٤٠ درصد هزینه غیرخوراکی را جهت بخش بهداشت و درمان مصرف کنند، در معرض هزینه های کمرشکن درمان قرار می گیرند.

این نگرانی نسبت به وضع مالی گروه میانگین جامعه چقدر شدید است؟

ببینید ما خیالمان از بابت گروه های فقیر و کم درآمد راحت شده، چون آنها به بخش دولتی درمان مراجعه می کنند و هزینه هایشان کنترل شده است هست، ولی گروه های میانگین مشتریان بخش شخصی هستند. آنها تنها بخشی از پول یک جراحی را دارند، ولی مابقی را قرض می گیرند، ماشین می فروشند و… تا هزینه را تأمین کنند. این هزینه هاست که ١١,٤ درصد هزینه های غیرخوراکی را ایجاد می کند و در میان تعدادی از این افراد به ٤٠ درصد می رسد.

براساس صحبت های شما همین گروه هستند که به زیر خط فقر می روند؟

بله؛ خیلی مهم است که وزارت بهداشت و رفاه گزارش کند که چه تعداد از افراد جامعه شهری و چه مقدار از جامعه روستایی در معرض هزینه های کمرشکن قرار دارند و در چه استان هایی این اتفاق زیاد رخ می دهد. برآورد ما این است که در دولت فعلی هزینه ها کم کردن پیدا کرده ولی صفر نشده هست. طبق برآورد ما یعنی انجمن علمی اقتصاد سلامت و مرکز عدالت در سلامت دانشگاه شاهد، ٥,٧ درصد از خانوارهای کشور دچار هزینه های کمرشکن هستند، یعنی حدود یک میلیون خانوار که از نظر ما این تعداد بالاست. ما منتظر هستیم که گزارش رسمی از سوی وزارت بهداشت و رفاه منتشر شود.

با این توضیح ها باید جهت کنترل وضع سلامت، بار دیگر این بخش جزو اولویت های مهم دولت قرار گیرد.

بالاخره دولت ها نسبت به سلامت مسئول هستند و دولت ما به صورت خاص در این زمینه مسئولیت دارد. دولت یازدهم سلامت را در اولویت قرار داد و دولت دوازدهم هم باید این روش را ادامه دهد. از سوی دیگر باید هزینه های درمان کنترل شود، باید توجه دولت و مجلس نسبت به این بخش زیاد کردن پیدا کند؛ ولی آیا این یعنی هزینه ها زیاد کردن پیدا نکند؟ آیا باید بنشینیم که افراد بیمار شوند و هزینه را پرداخت کنیم؟ خیر. باید سیاست پیشگیری را در اولویت قرار دهیم. هیچ کس حریف هزینه های درمان نمی شود. باید کاری کنیم که مردم بیمار نشوند. باید نسبت به ارتقای آگاهی های مردم اقدام شود.

چقدر اجرای طرح دکتر خانواده در این زمینه می تواند موثر باشد؟

پزشک خانواده نه به عنوان یک دروازه بان، بلکه به عنوان یک مراقب فعال سلامت عهده دار نظام سلامت است.

حالا در همین بحث دکتر خانواده سوالی وجود دارد و آن هم علت اجرایی نشدن این طرح بعد از گذشت ١١ سال هست. گره کار کجاست که بعد از ١١ سال از مطرح شدن اجرای طرح دکتر خانواده، هنوز نمی شود آن را عملی کرد؟

اصل قضیه این است که دوستان ما در وزارت بهداشت، مفهوم و فلسفه دکتر خانواده را نگرفته اند به همین علت در دستور کار وزارت بهداشت قرار نگرفته هست. مسئله این است که دارو و درمان در وزارت بهداشت حرف اول را می زند. وزرای بهداشت هم هر لحظه از متخصصان بالینی و جراح بوده و هستند و این عنوان را شدت یافتن می کند. از یک جهت حساسیت وزیر بهداشت نسبت به هزینه های مردم قابل تقدیر هست، ولی از جهتی نتوانسته بخش بهداشت را در اولویت سیاست گذاری ها قرار دهد؛ این عنوان جای انتقاد دارد. الان بیشترین بودجه های نظام سلامت به سمت درمان می رود. مدیریت این بخش برعهده نظام مدیریت بهداشت و درمان هست؛ یعنی بیشترین توجه و اعتبارات باید جهت اوج بردن آگاهی مردم و پیشگیری مصرف شود نه جهت سیستم درمان.

آن طور که من از حرف های شما برداشت کردم ما یک روند سیستماتیک جهت اجرای دکتر خانواده نداریم و فکر نمی کنم خیلی به عنوان بودجه ارتباط داشته باشد.

بله؛ متاسفانه الان سال هاست که بودجه دکتر خانواده به شرکت برنامه و بودجه برگردانده می شود.

به علت این که اجرا نمی شود؟

به این علت که به آن بها داده نمی شود و برنامه ریزی جدی جهت پیاده کردن آن ندارند.

نابرابری در گرفتن خدمات سلامت جزیی از نابرابری های اجتماعی هست، شما در اظهارنظرهای مختلفی راجع به نابرابری اجتماعی صحبت هایی کرده بودید، الان ما در این زمینه چه وضعی داریم؟

سوال اینجاست که آیا نابرابری رخ می دهد؟ پیدایش نابرابری در جامعه تحت تأثیر سه گروه عوامل است: یکی شایستگی های فردی، دوم عوامل محیطی و سوم ناهنجاری ها؛ مثل رانت خواری، رشوه گیری و… مجموع این عوامل باعث می شود یک عده جلو بیفتند و یک عده عقب بمانند. وظیفه دولت ها کم کردن نابرابری هاست، یعنی باید آن عقبی را حمایت کند، آن که معلول دارد، آسیب دیده است و… او را بايد بیاورد جلو و آن کسی که جلو است را با ابزارهایی مانند مالیات و… در جای خود نگه دارد. کم کردن نابرابری های اجتماعی و تحقق عدالت یکی از شاخص های حکمرانی خوب است.

بودجه دولت جهت کم کردن نابرابری هاست، جهت کمک به مناطق محروم هست، جهت کمک به فقرا و توانمند سازی آنها که اگر دولت به آنها نرسد، کسی به دادشان نمی رسد. دولت ها وظیفه ندارند از اشخاص موفق اقتصادی مرتب حمایت کنند این افراد در بازار خودشان را حمایت می کنند. دولت های ما در سال های اولیه بعد از انقلاب به این عنوان خیلی توجه داشتند و بسیار هم موفق بودند، ما تبصره ٣ قانون بودجه سنواتی، تبصره ٥٢ و ٥٣ را داشتیم که تسهيلات اشتغالزا در مناطق محروم را ایجاد کردند، تمام ساختار بهداشت درمانی ما به سمت مناطق محروم بود، دانشگاه ها در مناطق محروم ساخته می شد، همه جا اولویت با مناطق محروم بود، بنابراین صورت مناطق محروم متحول شد.

در چه دوره هایی نابرابری تقویت شده؟

تقریبا هر زمانی که تخصیص منابع زیاد به وسیله دولت صورت گرفته و با نگاه عدالت و اولویت مناطق محروم بوده نابرابری اجتماعی کم شده است و هر وقت ما تخصیص داده شده است منابع را بر اساس بازار انجام دادیم، نابرابری تقویت شده. به طور کلی مهمترین عاملی که باعث محرومیت فقرا و ثروتمند تر شدن اغنیا می شود، تورم هست. هر وقت تورم شدیدتر باشد، نابرابری هم شدیدتر هست. بنابراین در سال ٩١ که تورم شدیدی داشتیم، اوج نابرابری هایمان بود.

در شرایط فعلی وضع چطور است؟

الان در شرایط موجود هم شاهد این هستیم که تا حدودی به سمت اصلاح کیفیت زندگی و اصلاح شرایط مناطق محروم حرکت کرده ایم.

قبلا گفته بودید احساس عدالت و برابری اجتماعی خیلی مهمتر از خود نابرابری اجتماعی هست. شما در یک جلسه ای نتیجه تحقیقی را خواندید که نشان می داد خیلی از مردم احساس می کنند که دولت رفتارهای ناعادلانه ای با آنها دارد یا ٥٠ درصد معتقدند که دولت مردم را به یک چشم نگاه نمی کند. با همه اینها چه چیز این احساس را در میان مردم ایجاد می کند؟ الان مردم چقدر احساس برابری می کنند؟

ببینید به طور کلی چهار عامل شکل دهنده این شرایط و فضا در جامعه هست؛ یعنی ما هم گرفتار نابرابری در جامعه هستیم و هم در سیاست گذاری ها اشکال داریم. ما باید منابع و کارها را در جهت کم کردن نابرابری ها ببریم ولی این اتفاق به طور کامل انجام نمی شود. این عنوان هم نمود عینی دارد و هم نمود ذهنی.

نمود ذهنی آن از چند عامل منشأ می گیرد؛ عامل اول تبلیغات هست. ما شاهد این هستیم که هر چند سال یک بار یک جریان سیاسی شروع می کند به این که مدام احساس نارضایتی را در مردم شدت یافتن کند و نقاط ضعف دولت را نشان دهد، بگوید که فقر گسترش پیدا کرده و دولت قبلی هیچ کاری نکرده؛ درست مثل وقت انتخابات. عامل دوم تبلیغات خارجی هست، منافع شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای خارجی این است که صورت سیاهی از جامعه نشان دهند. عامل سوم روانی هست. یعنی ما نوعا افراد ناراضی هستیم. عامل چهارم هم انتظارات هست. هر لحظه باید نسبت انتظارات به امکانات در جامعه کوچکتر یا مساوی یک باشد.

حالا از نظر شما دولت فعلی توانسته به سمت برابری اجتماعی پیش رود؟

همان طور که گفتم مهمترین عامل ایجاد نابرابری تورم هست؛ دولت فعلی توانسته تورم را مهار کند، بنابراین قدرت خرید خانوار و هزینه های غیرخوراکی رشد خوبی داشته و این تا حدودی نشان می دهد که اصلاح حاصل شده است هست. این شاخص در سال ٧٥ تا سال ٨٥ رشد داشته، در سال ٩٠ و ٩١ افت کرده و در سال ٩٢ یک مقدار رشد داشته هست. این یعنی تورم مهار شده است و خانوار توانسته به غیر از خورد و خوراک به پرسشها دیگر هم برسد.

این نتیجه تحقیقی است که خودتان انجام داده اید؟

بله؛ این گزارش ها را ما به عنوان وضع هزینه های غیرخوراکی با استفاده از آمار مرکز آمار استخراج کردیم. این مطالعه نشان می دهد که استفاده از خدمات بهداشت و درمان در دهک پردرآمد به کم درآمد ٢١برابر هست؛ یعنی افراد برخوردار ٢١برابر زیاد از گروه های کم درآمد از خدمات درمان استفاده می کنند. این میزان در کل هزینه های غیرخوراکی، ١٣برابر و در هزینه های کل ١١برابر هست؛ یعنی فاصله دهک پردرآمد به دهک کم درآمد به ١١ رسیده ولی در بهداشت و درمان به ٢١رسیده است.

در قانون برنامه چهارم، نسبت هزینه ١٠ درصد ثروتمندترین به فقیرترین در سال ٧٠، ٣٣، در سال ٨٠، ١٩ و در سال ٨٨، ١٤ برابر بود، ولی الان به ١٠ برابر رسیده است که نشان می دهد ما به سمت برابری پیش رفته ایم؛ ولی در بخش بهداشت و درمان این عدد به ٢١ برابر رسیده هست؛ یعنی نابرابری بهداشت و درمان دو برابر نابرابری کل است ولی آیا بیشترین میزان نابرابری را داریم؟ خیر. در آموزش، نابرابری ٤٥برابر هست. بررسی ها نشان می دهد که ما بیشترین نابرابری را در آموزش داریم. این عنوان در حمل ونقل و ارتباطات ٢٩برابر و در بیمه ها ٤ برابر هست، در خوراکی ١٠,٢٢ برابر، در نان سه برابر و در گوشت ٦ برابر است یعنی ثروتمندترین ها ٦ برابر فقرا گوشت مصرف می کنند. این که در نابرابری کل به عدد ١٠رسیده ایم این خوب هست، ولی باید آن را کمترش کنیم.

خودتان قبلا به استناد یک تحقیق گفته بودید که خودِ نابرابری اجتماعی کم شده، ولی احساس نابرابری بالاست.

بله؛ این امر نیاز دارد که موارد پیشرفت جهت مردم عینی شود و با موج تبلیغات منفی مقابله شود.

در دولت فعلی هنوز این احساس در میان مردم وجود دارد؟

فکر می کنم هنوز این حس وجود دارد. بررسی های ما نشان می دهد که تصور مردم از واقعیت بسیار منفی تر از خود واقعیت هست. در حالی که در غرب این برعکس هست، یعنی تصور مردم مثبت تر از واقعیت هست. باید هم کارهای خوب ارایه شود و هم با کارها منفی و سوءاستفاده ها مقابله شود.

در کنار این گروه محروم و آسیب دیده، جامعه کارگری چه جایگاهی دارد؟ آنها همچنان از نظر معیشت جزو اقشار آسیب پذیر به شمار می روند؟

منحنی ما نشان می دهد که این گروه جزو اقشار آسیب پذیر هستند ولی آسیب ارزش کمتر شده است هست. نیروی کار به تدریج توانسته از گیر فشار محدودیت درآمدی خارج شود و این نشان می دهد که شاخص بد بختی در کشور کم کردن پیدا کرده است.

اخبار اجتماعی – شهروند

واژه های کلیدی: سلامت | درمانی | بهداشت | بهداشتی | مناطق محروم | خدمات درمانی | وزارت بهداشت | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs